تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
یک تکه آدم در ماضی نامطلوبش غوطه ور است!


من عاشق این افتابم که میتابه تو خونمون:))) معمولا ظهرا زیر افتاب دراز میکشم وکتاب میخونم.
خخخخخخخخخخ....بیچاره ها!!این صفحش کلا عربی بود...الان با خودتون فکر کردید بهار اسکلتون کرده؟!ای وای دلم خهخخخخه
پ.ن:«عکس پایینیه دفترمه که توش گیلادو مینویسم.بالاییه کتابه:/منظورمم این بود که این دوتا کاملا جدان.یکی نیستن:))

Bahar alone^_^ ۱۴ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۴ ۲۷ ۶ ۲۸۸

نظرات (۲۷)

  • Dismis
    جمعه ۱۴ آبان ۹۵ , ۱۱:۵۲
    سلام وبلاگ خوبی دارین به ما هم سر بزنین
    Dismis.ir
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آبان ۹۵، ۱۲:۰۵
      سلام...OO
      باش..*_*
  • قهرمان **
    جمعه ۱۴ آبان ۹۵ , ۱۲:۱۰
    آره کیف داره البته زمستون چون آفتاب تابستون ادم آب پز
    میشه :دی
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آبان ۹۵، ۱۳:۱۵
      خخخ عاره منم اکثرا پاییزا اتراق میکنم به این قسمت خونمون:)))
  • الکس وات
    جمعه ۱۴ آبان ۹۵ , ۱۲:۱۱
    مث این آفتاب صبح ها وقتی تازه خورشید طلوع میکنه میزنه تو خونه ما . خیلی خوبه .
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آبان ۹۵، ۱۳:۱۶
      عاره.بعد مثلا میشه ذرات گردوغبارو دید:)))
  • آرزو ^_^
    جمعه ۱۴ آبان ۹۵ , ۱۲:۳۳
    چه زیبا
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آبان ۹۵، ۱۳:۱۷
      مرسی آرزو جونم.یه روز بیا خونمون دوتایی میریم توش:))
  • مکاترونیک خودرو
    جمعه ۱۴ آبان ۹۵ , ۱۳:۲۷
    بهترین هم درخونمون زیرافتابی که از پنجره خونمون میتابه
    داخل خونه گرفتم خوابیدم ودارم این متنوتایپ میکنم
    من هم توافتاب درس میخونممم کیفش بیشتره:)
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آبان ۹۵، ۱۶:۲۲
      ادم احساس «دانشمند بودن»بهش دست میده:)))
  • The flash
    جمعه ۱۴ آبان ۹۵ , ۱۴:۲۳
    :)
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آبان ۹۵، ۱۶:۲۳
      عجبه ما نمردیم ولبخند رو برلبانتان دیدیم:)))
  • Afshin √
    جمعه ۱۴ آبان ۹۵ , ۱۶:۰۰
    اینجای خونه ی ما جلوی در حیاطمونه اگه دراز بکشم از روم رد میشن
    اتاق خودمم اونجاییش که افتاب میفته فرش نیست
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آبان ۹۵، ۱۶:۲۴
      عخیییی... میخوای بیای خونه ما؟!
      :))
  • sina S.M
    جمعه ۱۴ آبان ۹۵ , ۱۶:۰۲
    خدایی اون کتاب اولی رو نمیشه خوند ! خسته نباشید عرض میکنم !!
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آبان ۹۵، ۱۶:۲۴
      راست میگی خب:/عربیه:)))
  • لعیا عباسی
    جمعه ۱۴ آبان ۹۵ , ۱۶:۱۳
    خیلیییییی باحاله😍😍
    منم اتاقم از این نورا داره😊😆☺
  • Afshin √
    جمعه ۱۴ آبان ۹۵ , ۱۶:۳۱
    بله میخوام 😊
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آبان ۹۵، ۱۷:۴۷
      خب بیا...هر موقع اومدی ادرس هم میدم:)))
  • .. Denis
    جمعه ۱۴ آبان ۹۵ , ۱۶:۳۹
    چ با حالا منم میخوامش
  • حرف نو
    جمعه ۱۴ آبان ۹۵ , ۱۷:۰۰
    سلام بیا تا حرف نو بشنوی و برای همیشه دنبالم کنی!
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آبان ۹۵، ۲۰:۰۱
      جدی؟!یهو دیدی انقد دنبالت کردم پات گیر کرد به پایه صندلی با مخ اومدی تو زمین وبعد ناکار شدیا!!از ما گفتن...
  • Poker Face
    جمعه ۱۴ آبان ۹۵ , ۱۷:۰۹
    عخـــــــــــی:)
  • آقای قطار
    جمعه ۱۴ آبان ۹۵ , ۱۷:۳۸
    به عربی بود کتابه ؟
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آبان ۹۵، ۱۷:۴۸
      ای خدا... مقتله داداش!!! م-ق-ت-ل!!!
  • sina S.M
    شنبه ۱۵ آبان ۹۵ , ۱۷:۴۸
    قسمتای فارسی هم داره اون کتابه ؟؟ مقتل لهوف رو میگم :/
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۵ آبان ۹۵، ۱۷:۴۹
      به جان خودم نمیدونم...اغا جلدش قشنگ بود ازش عکس گرفتم.:)))) من مقرم میخونم:))
  • Afshin √
    دوشنبه ۱۷ آبان ۹۵ , ۱۴:۱۷
    من میام تعارف ندارم با کسی شبم می مونم راه دوره یه روز نمیصرفه چند روز می مونم :))
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۷ آبان ۹۵، ۱۴:۱۹
      یا خدا... 
      نه بیا چند روزم بمون...مهمون حبیب خداست؛)))خودم دم ترمینال میام دنبالت...کی راه میفتی؛))؟
  • Afshin √
    سه شنبه ۱۸ آبان ۹۵ , ۱۰:۲۳
    تنهایی روم نمیشه با چند تا بچه های بیان میام :(
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۸ آبان ۹۵، ۱۲:۵۷
      با کیا؟!!
      نام ببر:)
  • Afshin √
    سه شنبه ۱۸ آبان ۹۵ , ۱۳:۴۲
    با خیلیا ولی اینا بیشتر یه بهونه ای هم میشه که بیشتر بشناسمشون:

    آرین -فیروزه - نگار - نگین - فابر - مهبان - معصومه

    کی وقتت آزاده؟
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۸ آبان ۹۵، ۱۳:۴۵
      میگم تعداد پسرا یکمی زیاد نیست؟!!!:|
  • Afshin √
    سه شنبه ۱۸ آبان ۹۵ , ۱۴:۱۹
    نه زیادم هست
  • Afshin √
    سه شنبه ۱۸ آبان ۹۵ , ۱۴:۲۳
    فقط کجا بخوابیم؟ جا واسه هممون هست؟
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۸ آبان ۹۵، ۱۴:۲۶
      پسرا طبقه بالا پیش اخویان:|دخترا هم که دیگه به تو مربوط نیست:||
  • Afshin √
    سه شنبه ۱۸ آبان ۹۵ , ۱۴:۳۱
    عههه من که پیش پسرا خوابم نمیبره
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۸ آبان ۹۵، ۱۴:۳۴
      حیف اینجا شکلک عصبانی نداره...
  • Afshin √
    سه شنبه ۱۸ آبان ۹۵ , ۱۴:۳۱
    عههه من که پیش پسرا خوابم نمیبره :(
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۸ آبان ۹۵، ۱۴:۳۴
      جا داره با جفت پا بیام ... استغفرالله!
  • Afshin √
    سه شنبه ۱۸ آبان ۹۵ , ۱۴:۳۵
    یه موقع سوسکی چیزی میاد دخترا میترسن لااقل من باشم بزنم بکشمش
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۸ آبان ۹۵، ۱۴:۳۹
      شما بالا باشی بهتره چون داداشم(بزرگه)بشدت از سوسک میترسه.بعد هر موقع سوسک میبینه فقط میگه:«بهاررررر»خلاصه سوسک کش خانواده ایم:))))
  • Afshin √
    سه شنبه ۱۸ آبان ۹۵ , ۱۴:۴۲
    آرین و فابر هستن اونا هم نمیترسن
    عجبا من بخاطر تو اومدم میخوای منو تنها بذاری (شکلک عصبانی)
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۸ آبان ۹۵، ۱۴:۴۳
      دیوار موش داره:|موشم گوش...اوکی؟!!
  • Afshin √
    سه شنبه ۱۸ آبان ۹۵ , ۱۴:۵۸
    منظورت اینه که گر صبر کنم ز غوره حلوا سازم؟
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۸ آبان ۹۵، ۱۵:۰۹
      اصلا یه  پرتوی افتاب ارزش داره گله ای راه بیفتید بیاید خونمون؟!!:)
  • Afshin √
    سه شنبه ۱۸ آبان ۹۵ , ۱۵:۲۹
    نه
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۸ آبان ۹۵، ۱۵:۳۱
      خب خدارو شکر:)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

بهار امده اما هوا هوای تو نیست. مرا ببخش اگر این وب برای تو نیست!!

از بهشت آمده ام میل جهنم دارم

من سرمازده آغوش تورا کم دارم



رسم بخشیدن فردوس به گندم زاری

یادگار از پدرم حضرت آدم دارم



تا تو و شهر شما عشق فقط کافی نیست

من در این معرکه جز عشق ،خدا هم دارم



از صدای قدمت شهر به هم میریزد

رقص پا کن هوس زلزله ی بم دارم



گرچه محروم شدن قاعده ی تحریم است

من ولی بر لب تو حق مسلم دارم ...
***
من به دستان خودم گورِ خودم را کندم

به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن

من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن

و به آلودگیِ پیرهنم فکر نکن

گرچه رو زخمی‌ام و دست‌کج و تند زبان

به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن

تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز

هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن

بختِ نامرد بزن بد به دلت راه نده

به غم‌انگیزیِ فرزند و زنم فکر نکن

نفسی تازه کن و اره بکِش،شاخه بریز

به غمِ جوجه کلاغی که منم فکر نکن

شک نکن بی‌من از این ورطه گذر خواهی کرد

به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که از منطق و دستورِ حقیقت گفتم

به مضامینِ مَجازیِ تنم فکر نکن


نویسندگان