تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
یک تکه آدم در ماضی نامطلوبش غوطه ور است!


طفل که بودیم خیلی ازمان میپرسیدند:«باباتو بیشتر دوس داری یا مامانتو؟!

ماهم-نمیدانم-از روی رودربایستی یا سادگی ویاشاید هم در اوج تخس بازی (که مثلا طرف را بپیچانیم)میگفتیم:«هردو:|»بعد سوال کننده ی بیشعور •_• خیلی ظریف میگذاشتمان زیر منگنه که:«نه فقد یکی!!!»(البته با آنهایی که بهمان اول پشت. بند سوالشان میگفتند فقد یکی!و «هردو گفتن را هم ازمان دریغ میداشتند کلا کاری ندارم!)بعد چون در این شرایط احساسات کودک حسابی خدشه دار میشد٬اکثرا یا میزنگدند زیر گریه:/ ویا با جیغ وداد میگفتند:«نه!نه!نههه!»که باعث شکر خوری سوال کننده میشد.‌تعداد معدودی هم که دیگر خییییلی رو داشتند(و الان بصورت پکیج پروگری درجامعه بعنوان خرس گنده شناخته میشوند:|)صاف اندر تخم چشم طرف مینگریستند ومیگفتند:«بتوچه...!»(و واقعا هم به آنها چه!!)یا انتخاب نهایی که یکی از والدین بود را بزبان می آوردند:/

وشاید جواب های متعدد دیگری نیز داده شده که حقیر از ان نامطلع ام...!اما درهمین حد میدانم یک نفر که خودم باشم•_•در جواب چنین پرسشی گفتم:«بامان:/»وهمین یک نفر شاهد شاخ درآوردن طرف شد!!که بعد طرف پرسید:«بامان؟که بعد همین یک نفر جواب داد:«ینی بابا مامان(افسوس که درآن زمان هیچ با کلمه مخفف اشنایی نداشتم و الا میگفتم:«مخفف بابامامان:/»)

پ.ن:«این سوال کننده ها به مرض کودک آزاری مبتلایند:/چرا که با دریافت پاسخ...نه به اطلاعات عمومی شان اضافه شده ونه سطح شعورشان افزایش میابد...چنانچه کسی را حین پرسیدن چنین سوالاتی از یک طفل بی گناه‌ دیدید...جلوی پیشرفت ماجرارا بگیرید زیرا گفته اند:«پیشگیری به از درمان!»

پ.ن۲:«اولین دوراهی سرزندگیمون بود شاید!!»

پ.ن۳:«شوما ها چ عکس العملی دربرابر این دوراهی نشان دادید؟

امضا:« بهار٬متخصص اطفال»

+سالروز رحلت پیامبر وامام حسن تسلیت باد!


Bahar alone^_^ ۰۸ آذر ۹۵ ، ۰۶:۱۱ ۳۲ ۱۱ ۲۶۵

نظرات (۳۲)

  • fatemeh .m
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۰۷:۲۶
    از من هی می پرسیدن
    باباتو بیشتر دوس داری یا بستنی :/
    منم می گفتم بابامو دوست دارم که می ره برام بستنی می گیره :)

    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ آذر ۹۵، ۱۰:۳۵
      خخخخخ.چه دوراهی خوشمزه ای!!!:))
  • مهرآ .ن
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۰۷:۴۹
    من همیییشه میگفتم هردو...
    مورد داشتیم شخص شخیص سوال کننده از پشت تلفن نیم ساعت تمام داشت این سوالو میپرسید ولی من همچنلن میگفتم هردو!
    تازه عاخراش دیگه از دامنه مامان و بابا خارج میشد و میپرسید:منو بیشتر دوس داری یا فلانی...که من بازم میگفتم هردو:)))
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ آذر ۹۵، ۱۰:۳۹
      چ پشتکاری ...احسنتم!!!
      شما پسرید یا دختر؟!!اگ دخترید چرا اسمتون مهرانه؟Oo
  • یاسر امیری
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۰۷:۵۹
    بی برو برگرد مامان ... اونم درجمع خانواده پدر ... خخخ
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ آذر ۹۵، ۱۰:۳۸
      بیچاره پدر:|
      حالا اگه پول خاستینم باز میگین مادر؟!من حرفی ندارم:)))
  • ببر بنگال
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۰۹:۳۰
    خخخخخخخخخ
    من یادم نمیاد.
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ آذر ۹۵، ۱۰:۳۸
      :))
      انگار راسته که میگن:«بزرگ شی یادت میره!»
  • محمد ،،،
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۰۹:۳۳
    هیچ وقت همیچین دو راهیی نداشتم
    چون فقط یکیشون بود و مجبور بودم فقط همونو دوست داشته باشم
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ آذر ۹۵، ۱۰:۳۷
      خوش بحالت...کدوم پیشته الان؟!:)
  • آرزو ^_^
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۱۰:۲۷
    هرکدومشون که کنارم بود همونو می‌گفتم ‌!!
    اگه الآن میخوای بپرسی اگه جفتشون کنارت بودن چی می‌گفتی ، باید بگم می‌گفتم مامان . مامانا حساس‌تر و لطیف‌ترن خب . باباها خودشون اینو درک می‌کنن !
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ آذر ۹۵، ۱۰:۳۶
      منم الان میگم مامان!!!فقد مامان^_^عشقن مامانا اصن:))
      +تو دیگه چه موذی بودی!!هرکدوم کنارت بود؟!!^_^
  • ابو اسفنج بلاگفانی
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۱۱:۴۰
    فرستادم. رسید؟ این بار تو هرزنامه رو چک کنید!
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ آذر ۹۵، ۱۱:۵۳
      عاره رسید^_^
      ولی مگه نگفتید که ادغام کردید همه عکسارو؟؟؟
  • Laya ●~●
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۱۱:۴۱
    نومودونم😕😕😕
    ولی در بین اعضای خانواده شایع شده است که میگفتم خودم و عروسکم😆😆😊😅😆😊
    تازه جالبیش اینجاست اسم عروسکمم لعیا بوده😂😂😄😁😀
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ آذر ۹۵، ۱۲:۳۰
      وا:|| مگه بین بابا مامان نبوده؟!خخخخ
  • 👒فیـــــروزه بانـــــو👒 :)
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۱۱:۴۷
    اینارو بذار تو صف ِ
    سوال کنندگان اینچنینی:
    -کلاس چندمی؟معدلت چندشد؟
    -کجا قبول شدی رشته ت چیه
    رتبه ت چند؟
    -کی درست تموم میشه؟
    -چرا ازدواج نمیکنی؟
    دراین مواقع خودمو میزنم ب کری
    و کوری خیلیم جواب میده😊
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ آذر ۹۵، ۱۱:۵۴
      خخخخ.
      لامصب تمومم نمیشه...تازه پیرم که بشی بچه ها واطرافیان خیلی غیر مستقیم بهت میفهمونن:«چرا نمیمیری؟!:||»
  • مهرآ .ن
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۱۲:۰۲
    عاقا مهرآ نون عه:دی
    به عبارت دیگه مهرآ هستم از طایفه ی نون!!!
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ آذر ۹۵، ۱۲:۲۴
      عاقا؟!!
      مهرآ؟!چ اسم قشنگی^_^
  • علیـ‌ تَرین :)
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۱۲:۰۷
    هومم...!
    من که خیلی از این چیزها یادم نیس... :(
    ولی فکر کنم میگفتم پفک :/
  • نگار عین
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۱۲:۵۳
    بامان :)))))) عالی بود :)))
    من یادم نمیاد چی جواب میدادم :| فکر کنم جزو دسته ای بودم که جواب نمیدادم ولی به بچم یاد میدم به به تو چه :))))
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ آذر ۹۵، ۱۲:۵۶
      خخخخ عاره..اصن به بچه ت بگو با این بیشعورا حرف نزنن:))
  • ابو اسفنج بلاگفانی
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۱۲:۵۸
    وای خدا. به یه پیشی بگو بیاد منو بخوره از دست ایشون!
    بابا گفتم هر چهار تا نقاشی تون رو ادغام کنین بدین بهم تا بذارم برای رای گیری. بعد شما گفتین که نمیتونین. گفتم اشکال نداره خودم ادغام میکنم.
    حالا این تصویری که خدمتتون عرضه داشتم کل نقاشی های شماست.
    شما پسندیدین بذارم توی رای گیری؟
  • من مُبهم
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۱۳:۴۸
    واین قضیه هیچوقت تموم نشده
    وهمچنان ادا مه داره:/
    تسلیت🌷
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ آذر ۹۵، ۱۴:۳۱
      تسلیت...
      خب ادامه دار نشه...جلوشو بگیرین:// مسئولین پ کجان؟:)))
  • pary daryay
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۱۴:۱۹
    بامان ((((((((-:
  • 👒فیـــــروزه بانـــــو👒 :)
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۱۵:۰۳
    ها راستی
    اولین دوراهی ِزندگی ِبشر
    تو شکم ِمادره..اونموقع ک میگه
    برم بیرون یا نه؟😜
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ آذر ۹۵، ۱۶:۰۷
      خب اینم صحیح!! پس بهتره بگیم اولین دوراهی بشر توسط بشر:)))
  • محمد ،،،
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۱۵:۲۸
    پدر که فوت کرد
    فقط مادر
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ آذر ۹۵، ۱۶:۰۹
      خدا رحمتشون کنه...مادرتونم براتون حفظ کنه:)))
  • مجتبی مطوری
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۱۶:۲۹
    بامان😃ترفند جالبیست برای کوبوندن اون کسی که میپرسه😃
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ آذر ۹۵، ۱۶:۳۱
      کوبوندن که سهله... سرویس کردن:|
      شوما هم برو آشپزی کن...چون افطار نزدیکه:))) منم گشنمه!!!
  • ام اسی خوشبخت
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۱۶:۵۰
    سر این دو راهی قرار نگرفتم :)
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ آذر ۹۵، ۱۶:۵۱
      :))) چ بهتروووهیچ حسرت نخور جانم!!!
  • ابو اسفنج بلاگفانی
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۲۰:۳۸
    شما از رفتن مترسک ناراحت نشدین؟
    من دیگه حرفی ندارم.
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آذر ۹۵، ۲۱:۱۸
      منم حرفی ندارم^_^
      مترسک امتحان نداشت که
  • Laya ●~●
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۲۰:۵۰
    چرااااا بودن هردوتاشونم بودن😊😊اما چون شخص شخیص مثل کنه میچسبیده به من در حضور پدر و مادر میگفتم خودمو عروسکم؟؟!؟!😊😊😆😅
    من هنوز عروسک لعیامو دارم انقذه نازهه😀😀😁
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آذر ۹۵، ۲۱:۱۷
      خخخخ
      سلاممو بهش برسون^_^
  • .. Denis
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۲۱:۳۶
    این وبلاگ غلط میکند حال بروز شدن ندارد
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آذر ۹۵، ۲۱:۱۷
      والا... غلط میکنه:)))
  • masi Rika
    دوشنبه ۸ آذر ۹۵ , ۲۲:۵۵
    بهار یا با زبون خوش برمیگردی...یا ....
    دیگه دیگه...
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آذر ۹۵، ۲۱:۱۷
      دیگه؟ دیگه؟؟
      :||اصن از ترست برگشتم:))
  • من مُبهم
    سه شنبه ۹ آذر ۹۵ , ۰۰:۳۶
    چه بد
    امیدوارم زودتر برگردین
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آذر ۹۵، ۲۱:۱۶
      منم امیدوارم زودتر برگرده:||
      ^_^
  • آرزو ^_^
    چهارشنبه ۱۰ آذر ۹۵ , ۰۰:۲۳
    معمولا حال نداشتن بعدِ یه مدت رفع میشه و جاشو یه انرژیِ عالی می‌گیره ؛
    منتظریم پس :))
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آذر ۹۵، ۲۱:۱۶
      ممنون عزیز:)) امتحان داشتم رفتم ...حالام اومدم^__^
  • Laya ●~●
    چهارشنبه ۱۰ آذر ۹۵ , ۱۰:۳۸
    بهار جان گلم....
    کجا رفتی شوما😡😡😒😒
    گل من🌹🌹🌹
    برگرد...
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آذر ۹۵، ۲۱:۱۵
      گل من؟؟؟ :|||
      سر وقت بهم اب بدیا:)))
  • مکاترونیک خودرو
    چهارشنبه ۱۰ آذر ۹۵ , ۲۲:۳۹
    خخخخخخخخخخ
    ای ازدست این ادماااا
    یه دیقه بچگی ارومی نداشتممم
    الهی روزمین نگردند

    ************
    برعمودرستوبخون وباموفقیت درمیانترمت برگردد

    *********************

    یه چیزی:این عکس که گذاشتی برای من تنفرانگیززه.......
    دیگه من چی بهت گفتم روخودت حدث بزن

    موفق باشی
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۴ آذر ۹۵، ۲۱:۱۵
      خیلی هم عکسم خوبه^_____^

  • دی بانو
    يكشنبه ۱۴ آذر ۹۵ , ۲۲:۴۳
    جواب شما هم خلاقانه بوده ولی همون جواب "به تو چه" بهترین جواب ممکن است :)
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۵ آذر ۹۵، ۱۵:۰۱
      و واقعا هم به اونا چه:))
  • mansoreh
    پنجشنبه ۱۸ آذر ۹۵ , ۰۲:۰۳
    چه جالب بود
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

بهار امده اما هوا هوای تو نیست. مرا ببخش اگر این وب برای تو نیست!!

از بهشت آمده ام میل جهنم دارم

من سرمازده آغوش تورا کم دارم



رسم بخشیدن فردوس به گندم زاری

یادگار از پدرم حضرت آدم دارم



تا تو و شهر شما عشق فقط کافی نیست

من در این معرکه جز عشق ،خدا هم دارم



از صدای قدمت شهر به هم میریزد

رقص پا کن هوس زلزله ی بم دارم



گرچه محروم شدن قاعده ی تحریم است

من ولی بر لب تو حق مسلم دارم ...
***
من به دستان خودم گورِ خودم را کندم

به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن

من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن

و به آلودگیِ پیرهنم فکر نکن

گرچه رو زخمی‌ام و دست‌کج و تند زبان

به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن

تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز

هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن

بختِ نامرد بزن بد به دلت راه نده

به غم‌انگیزیِ فرزند و زنم فکر نکن

نفسی تازه کن و اره بکِش،شاخه بریز

به غمِ جوجه کلاغی که منم فکر نکن

شک نکن بی‌من از این ورطه گذر خواهی کرد

به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که از منطق و دستورِ حقیقت گفتم

به مضامینِ مَجازیِ تنم فکر نکن


نویسندگان