تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
یک تکه آدم در ماضی نامطلوبش غوطه ور است!


هر چه از آدمها بیشتر دریغ کنی... قانع تر میشوند!

رفت از نظر وزدل نرفت این غلط است!

کز دل برود هر آنکه از دیده برفت...!


امضا: بهار معمولی:)



Bahar alone^_^ ۱۶ آذر ۹۵ ، ۱۷:۰۷ ۱۴ ۵ ۱۷۲

نظرات (۱۴)

  • مجتبی مطوری
    سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ , ۱۷:۱۲
    چرا مثال سخت میپرسید چرا😃😭
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۶ آذر ۹۵، ۱۷:۱۴
      خب الان بگو چی فهمیدی که من بگم:)))
  • ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
    سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ , ۱۷:۲۰
    هرچی خودتو بیشتر بگیری....بیشتر نازتو میکشن....
    هرچی بیشتر بد باشی باهات بهترن...
    هرچقد بی شعور باشی بیشتر باهاتن...
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۶ آذر ۹۵، ۱۷:۲۱
      نع:| متاسفانه:))
      البته ماله تو هم درسته ولی اصلش یه چیز دیگه ست:/
  • hadis:) zed
    سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ , ۱۷:۲۸
    فمیدم چی میگی ولی حوصله مثال زدن ندارم
    d:
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۶ آذر ۹۵، ۱۷:۲۹
      :))) خستگیت مستدام وپایدار!!
  • ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
    سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ , ۱۷:۳۰
    ما که از زندگی اینو فهمیدیم...
    بی شعور که باشی عزیز میشی...

    نمیدونم منظور تو چیه
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۶ آذر ۹۵، ۱۷:۳۸
      مثال من اینه: اگه به یکی لبخند بزنی همیشه .خب براش عادی میشه... ولی تو این لبخندو ازش دریغ کن( گیرم تو برای اون طرف مهم باشی) و کم بهش لبخند بزن...باور کن تمام عشق اون طرف با همین لبخند تو سیراب میشه:)) درحالی که اگه همش بهش لبخند بزنی اون دیگه میخاد در جواب عشقش بگی« دوستت دارم» یعنی هی تو عشق پیش میره... ولی تو میتونی جلوی این پیشروی رو بگیری:))
      ( البته با ماله تو فرقی نداشت ولی خب یه کمی..:)
  • amir (s.i
    سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ , ۱۸:۵۰
    mohammad راست میگه
    هر چی عوضی تر باشی خیلی باهات بهترن
    حقیقت تلخه
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۶ آذر ۹۵، ۱۹:۰۲
      محمد دروغگو نیست.. او فردی راستگو وصادق است:|
      تلخ که هست... ولی باشکر میشه درستش کرد... قند نیز هم!!
      خوبی؟؟؟
  • amir (s.i
    سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ , ۱۹:۲۸
    ??? want
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۶ آذر ۹۵، ۱۹:۳۰
      وانت ؟؟؟ یا وات؟؟؟ :|||
  • amir (s.i
    سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ , ۱۹:۲۸
    عالیم
    تو خوبییی؟؟
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۶ آذر ۹۵، ۱۹:۳۰
      اصن... مطالعات نخوندم. تو خوندی؟؟؟ تازه فردا امتحان هماهنگم داریم خیر سرم:|||
  • amir (s.i
    سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ , ۱۹:۳۵
    ببخش اشتباه تایپی بود بیا:what
  • amir (s.i
    سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ , ۱۹:۳۶
    چه کار چرتیه امتحان هماهنگ
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۶ آذر ۹۵، ۱۹:۳۹
      من که هیچی نخوندم...
      درباره ی چی بنویسم اون متنی که گفتیو؟؟
      من حالم خوبه..فقد خابم میاد حال درسو ندارم... بس این بچه های کلاس خرخونن منم مجبورم کم نیارم خرخونی کنم...اه..اه:|
  • amir (s.i
    سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ , ۱۹:۳۸
    تو یه درصد تصور کن من تا الان درسامو نخوده باشم
    سعی کن پستهای بهتری بزاری
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۶ آذر ۹۵، ۱۹:۴۰
      پست بهتر؟؟ من همینم که هستم... بهتر میخایم ... بقیه هستن:| !
  • منـَم؛ همون یهـ نفَـ ـر :)
    سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ , ۲۱:۲۲
    مثالو که خودت گفتی دیگه :))
    خیلی هم کاربردی بود مرسی D:

    و اینکه..
    آره واقعا زندگی کردن خیلی سخته :|
  • فرید صیدانلو
    چهارشنبه ۱۷ آذر ۹۵ , ۱۳:۱۱
    سخته :)
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۷ آذر ۹۵، ۱۳:۳۸
      با اینحال:«زندگی را نباید باخت..باید ساخت!»
  • .. باران ..
    شنبه ۲۰ آذر ۹۵ , ۲۳:۴۲
    به این زودی کم آوردی:)

    البته میگن زندگی رو سخت بگیر ی سخته

    آسون بگیری آسونه

    میگن دیگه :)

    شمام بی زحمت کم نیار که راه درازی در پیش داری
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

بهار امده اما هوا هوای تو نیست. مرا ببخش اگر این وب برای تو نیست!!

از بهشت آمده ام میل جهنم دارم

من سرمازده آغوش تورا کم دارم



رسم بخشیدن فردوس به گندم زاری

یادگار از پدرم حضرت آدم دارم



تا تو و شهر شما عشق فقط کافی نیست

من در این معرکه جز عشق ،خدا هم دارم



از صدای قدمت شهر به هم میریزد

رقص پا کن هوس زلزله ی بم دارم



گرچه محروم شدن قاعده ی تحریم است

من ولی بر لب تو حق مسلم دارم ...
***
من به دستان خودم گورِ خودم را کندم

به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن

من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن

و به آلودگیِ پیرهنم فکر نکن

گرچه رو زخمی‌ام و دست‌کج و تند زبان

به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن

تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز

هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن

بختِ نامرد بزن بد به دلت راه نده

به غم‌انگیزیِ فرزند و زنم فکر نکن

نفسی تازه کن و اره بکِش،شاخه بریز

به غمِ جوجه کلاغی که منم فکر نکن

شک نکن بی‌من از این ورطه گذر خواهی کرد

به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که از منطق و دستورِ حقیقت گفتم

به مضامینِ مَجازیِ تنم فکر نکن


نویسندگان