تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
یک تکه آدم در ماضی نامطلوبش غوطه ور است!


مثلا شده بودم مسئول غرفه جون خودم:|
بعد امتحان را ایستاده در میان زله ها دادم:/ خب جا نبود دیگه:))بعد شدم امتحان را هفت...از هفت:|
خانم هم دوباره درس داد ویک عالمه سوال گوشتی درآورد از توش...گوشتی که میگویم منظور این عسد جواب حداقل یک پاراگراف پنج خط ست:||
بعد زنگ نمایشگاه خورد و اوار شدیم سمت میزها و زله ها را قاپیدیم ورفتیم کف حیاط نشستیم خوردیم... من هم خدا بسر شاهد تمام زله های مذکور در عکس را هورت کشیدم وبعد فهمیدم 5% الکلی بوده وحالم اصلا خوب نیست ودلم هم درد میکند خب:||
 املا پاتخته ای هم ننوشتم چون دوسه بار نزدیک بود پس بیفتم:)) املا هم شدم نوزده ونیم:| حقم هم هست...چون اصلا نخاندم وحالم هم میزان نبود.. یه چیزی مصرف کرده بودم://
اینهم عکس زله مثلا( همه میگفتند رنگش زرد است اما بجان عمه ی نداشته ام سبز کمرنگ عسد:|)
امضا: بهار نامیزون:|||

Bahar alone^_^ ۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۹:۰۱ ۱۴ ۵ ۱۹۷

نظرات (۱۴)

  • مجتبی مطوری
    دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ , ۱۹:۱۸
    انشالله که سریعتر خوب بشید😂
    19/5با کلی حال نامیزون😃
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۲ آذر ۹۵، ۲۱:۵۸
      نه واقعا سرم گیج میره.. ولی بهترم:))
  • هم میهن
    دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ , ۱۹:۴۲
    ۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝
    ۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

    هم میهن ارجمند! درود فراوان!
    با هدف توانمند سازی فرهنگ ملی و پاسداری از یکپارچگی ایران کهن
    "وب بر شاخسار سخن "
    هر ماه دو یادداشت ملی – میهنی را به هموطنان عزیز پیشکش می کند.
    خواهشمنداست ضمن مطالعه، آن را به ده نفر از هم میهنان ارسال نمایید.

    آدرس ها:

    http://payam-ghanoun.ir/
    http://payam-chanoun.blogfa.com/

    [گل]

    ۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝
    ۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝
  • fatemeh .m
    دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ , ۲۱:۲۱
    خوشگل عسد :)
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۲ آذر ۹۵، ۲۱:۵۷
      خوشمزه هم عسدا:))
  • ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
    دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ , ۲۲:۵۷
    الکل خوردی؟
    تا حالا توی اتاقت شیشه الکل نشکسته که یه شب تا صب توی خواب تنفسش کنی
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۳ آذر ۹۵، ۰۷:۲۸
      اوهوم:|
      نع نشکسته...
      فقط امپول که میزنیم...
  • Laya ●~●
    دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ , ۲۳:۱۹
    چه ژله....
    که نه طعم مشخصی داشت نه رنگ مشخص...😕😑
    از کوجا خریده بودیش؟؟
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۳ آذر ۹۵، ۰۷:۲۷
      داداش بزرگه از مغازه شکلات و اینا... خارجی خریده بود:|||
  • The Flash
    دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ , ۲۳:۱۹
    سلام جالب بود :)
    به وب منم سر بزن یه مدت نبودم تازه فعال شدم دوباره ! نظر یادت نره ممنون ♥
  • آرزو ﴿ッ﴾
    سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ , ۰۳:۱۰
    از همون هفته‌ی اول مهر یه‌بسته گرفتم که مثلا درست کنم ، الآن دوباره یادش افتادم :دی
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۳ آذر ۹۵، ۰۷:۲۸
      برو درستش کن...فقط کار دست خودت ندی :دی!
  • زوج مهندس
    سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ , ۱۱:۰۵
    چه خوشگلههه
    بو الکل نمیداد؟!
  • لا نتوری
    سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ , ۱۳:۱۴
    چه ژله ی زرررررررررد قشنگی
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۳ آذر ۹۵، ۱۹:۰۳
      کور رنگی داری خب:|||
      :)))
  • Laya ●~●
    سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ , ۲۱:۴۶
    بهاریی....
    یه سووواااال
    یه مرد تا چه حد میتونی پست باشع؟؟؟
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۴ آذر ۹۵، ۰۸:۵۶
      بی نهایت حتی:)))
  • Haa Med
    سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ , ۲۲:۳۸
    این کجاش زرده؟ سبز کمرنگ هست.
    ژله دوست ندارم. نمیدونم چرا. حس میکنم چیز بیخودیه. هیچ مزه نمیده :-/
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۴ آذر ۹۵، ۰۸:۵۶
      ^____^بفرمایین:)) اگه یه رنگ شناس تو بیان باشه همین حامده:)
      ولی من یه بسته کاملو ظرف نیم ساعت میبلعم:///
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

بهار امده اما هوا هوای تو نیست. مرا ببخش اگر این وب برای تو نیست!!

از بهشت آمده ام میل جهنم دارم

من سرمازده آغوش تورا کم دارم



رسم بخشیدن فردوس به گندم زاری

یادگار از پدرم حضرت آدم دارم



تا تو و شهر شما عشق فقط کافی نیست

من در این معرکه جز عشق ،خدا هم دارم



از صدای قدمت شهر به هم میریزد

رقص پا کن هوس زلزله ی بم دارم



گرچه محروم شدن قاعده ی تحریم است

من ولی بر لب تو حق مسلم دارم ...
***
من به دستان خودم گورِ خودم را کندم

به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن

من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن

و به آلودگیِ پیرهنم فکر نکن

گرچه رو زخمی‌ام و دست‌کج و تند زبان

به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن

تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز

هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن

بختِ نامرد بزن بد به دلت راه نده

به غم‌انگیزیِ فرزند و زنم فکر نکن

نفسی تازه کن و اره بکِش،شاخه بریز

به غمِ جوجه کلاغی که منم فکر نکن

شک نکن بی‌من از این ورطه گذر خواهی کرد

به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که از منطق و دستورِ حقیقت گفتم

به مضامینِ مَجازیِ تنم فکر نکن


نویسندگان