این « پرتـــــــــــــــــــقال » را باید قاچ قاچ کرده در حلق موبارک گذاشت...بس شیرین عسد:) :: بهاری از تبارر بهمن:)

بهاری از تبارر بهمن:)

یک تکه آدم در ماضی نامطلوبش غوطه ور است!

این « پرتـــــــــــــــــــقال » را باید قاچ قاچ کرده در حلق موبارک گذاشت...بس شیرین عسد:)

پرتقالِ نارنجی رنگ بیان:) یه ایده باحالی از ذهنش تراوید که منم با « اجازه» ازش تبعیت کردم:)

ناشناس هر چی دلت خاست بارم کن:)))

فحش...رکیک.. مکیک..:))

هرچی:|

اصن آرپی جی بردار بزن سولاخ سولاخم کن...والاع:) اگه من اعتراض کردم!

امضا: بهِــــــــارِ ترسان...!!

۲۵ ۹
ناشناس
۰۷ دی ۱۱:۲۶
عاشق شدنت مبارک
هاهاهاها
:|
چ سوتی ای دادم :////

پاسخ :

:)))) تایید نمیکنم اونو خخخخ
هم میهن
۰۷ دی ۱۱:۳۲
۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝
۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

هم میهن ارجمند! درود فراوان!
با هدف توانمند سازی فرهنگ ملی و پاسداری از یکپارچگی ایران کهن
"وب بر شاخسار سخن "
هر ماه دو یادداشت ملی – میهنی را به هموطنان عزیز پیشکش می کند.
خواهشمنداست ضمن مطالعه، آن را به ده نفر از هم میهنان ارسال نمایید.

آدرس ها:

http://payam-ghanoun.ir/
http://payam-chanoun.blogfa.com/

[گل]

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝
۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

پاسخ :

:||
هاژ محمود
۰۷ دی ۱۱:۳۹
سلام

مبارکه
:دی

پاسخ :

چی؟:||
:))) ممنون:/
ناشناس
۰۷ دی ۱۱:۳۹
شکست عشقی خوردی؟! D:

پاسخ :

هنوز نه...:)))
ناشناس
۰۷ دی ۱۱:۴۷
بدم میاد ازت =)

پاسخ :

:)) بالاخره نظر هرکی قابل احترامه:دی!
ناشناس
۰۷ دی ۱۲:۳۳
عاقا قبول نیس...
از رو عای پی میشع فهمید کیع!

پاسخ :

نع:|
اگه میتونستیم بفهمیم که الان پدر همه تونو در می اوردم:دی
ناشناس
۰۷ دی ۱۳:۰۲
الهی تب کنم شاید پرستارم تو باشی

پاسخ :

:))) من رشته م پرستاری نیست:دی!
ولی پرستارت میشم^_^
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۰۷ دی ۱۳:۲۶
ینیا اگه منو نشناسی نصفت میکنم

پاسخ :

:|||
پدر وبرادرام اشاره میکنن شوما خیلی غـــــــــــــــلـــــــــــــــــــــت میکنید^___^
پرتقالِ دیوانه
۰۷ دی ۱۴:۱۹
منو نخورین :))))
اصن عنوانو عشق کردم :)))

پاسخ :

:))) باش..
آّبتو میگیریم:دی!
عای لاو آب پرتقال!!!
ناشناس
۰۷ دی ۱۴:۵۶
آقا باید آنلاین باشی هی جواب بدیا :دی
اینجوری که حال نمیده :/

پاسخ :

:)))) مدرسه بودم!
ام اسی خوشبخت
۰۷ دی ۱۶:۵۰
چرا فحش و ناسزا؟

پاسخ :

چمیدونم...
بعضیا دلشون پره ازم:|
لبخنــــツ ـــد
۰۷ دی ۱۸:۳۰
حالا ایده اش چی بود ؟؟ (آیکون فضولی و اینا )

پاسخ :

بصورت ناشناس هرچی خاستین بهم بگین^__^
مجتبی مطوری
۰۷ دی ۱۸:۳۱
😂

پاسخ :

:)))
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۰۷ دی ۱۹:۱۹
اه اشتباهی تیکشو نزدم...

پاسخ :

بس هولی:دی!
زوج مهندس
۰۷ دی ۱۹:۴۱
:)))

پاسخ :

^_____^
ناشناس بفرس:)
sina S.M
۰۷ دی ۲۱:۳۶
آقا بیاین کامنت غیر ناشناس بدیم گند بخوره تو چالشی که راه انداخته 😂😂😂

پاسخ :

چالش نیست:)))!
ناشناس
۰۷ دی ۲۱:۳۷
اینجا هم مُد شد؟
:-)))

پاسخ :

گویا بله
ناشناس
۰۷ دی ۲۱:۳۹
بهار جونم کجایی؟؟بریز برام یه چایی!!

پاسخ :

:))بهار حال اگه داشت برا خودش چایی میریخت..:دی
ناشناس
۰۷ دی ۲۲:۱۶
عاشقتمممم

پاسخ :

:)))از حالا بگم عشقت یه طرفه س:/
ناشناس
۰۸ دی ۰۹:۲۵
چرا انقدر خود خواهی؟؟

پاسخ :

:)))بالاخره هر آدمی یه عیبی داره..
ممنون که گفتی..
خودمون آدم میکنم^-^
Poker Face
۰۸ دی ۱۲:۳۲
ناموسا خیلی حس خفن بودم دارم بهت://
ینی هردفعه اسمت میاد یاد چاقو میوفتم://

پاسخ :

خخ
یاد سیگار نمیوفتی؟!:)))
ناشناس
۰۸ دی ۱۴:۴۵
ایده جالبیه
نمیدونم بهت چی بگم :؟؟؟؟؟

همچنان چیزی نمیدونم D:

پاسخ :

:)))همین که چیزی نمیگی خودش خیلی خوبه:دی
ناشناس
۰۸ دی ۱۵:۳۱
یا زنم بشو یا میکشمت:/

پاسخ :

بکشم:)))
بیا اینم چاقو:دی
ناشناس
۰۸ دی ۲۱:۴۴
میخواستمم برایت کادویی بخرمم وبهت بگویمم دوستت
داررممم وازاینکه باهات هم کلاامم میشوم وخوشمم میاید
ودوست دارمم مثل یه بلاگری همیشه همراهت باشمم
وهمدیگررودوست داشته باشیممم:)

پاسخ :

قصه قشنگی بود^_^
Laya ●~●
۰۸ دی ۲۳:۴۹
یا زنم شو یا میکشمت...
😂😂😂😂😂
این دیگه کیه
😂😂
عشق یه طرفه...
😂😂😂
خدا بهم برسونتتون...
D:

پاسخ :

زبونتو گاز بگیر:)))))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
بهار امده اما هوا هوای تو نیست. مرا ببخش اگر این وب برای تو نیست!!

از بهشت آمده ام میل جهنم دارم

من سرمازده آغوش تورا کم دارم



رسم بخشیدن فردوس به گندم زاری

یادگار از پدرم حضرت آدم دارم



تا تو و شهر شما عشق فقط کافی نیست

من در این معرکه جز عشق ،خدا هم دارم



از صدای قدمت شهر به هم میریزد

رقص پا کن هوس زلزله ی بم دارم



گرچه محروم شدن قاعده ی تحریم است

من ولی بر لب تو حق مسلم دارم ...
***
من به دستان خودم گورِ خودم را کندم

به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن

من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن

و به آلودگیِ پیرهنم فکر نکن

گرچه رو زخمی‌ام و دست‌کج و تند زبان

به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن

تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز

هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن

بختِ نامرد بزن بد به دلت راه نده

به غم‌انگیزیِ فرزند و زنم فکر نکن

نفسی تازه کن و اره بکِش،شاخه بریز

به غمِ جوجه کلاغی که منم فکر نکن

شک نکن بی‌من از این ورطه گذر خواهی کرد

به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که از منطق و دستورِ حقیقت گفتم

به مضامینِ مَجازیِ تنم فکر نکن