تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
یک تکه آدم در ماضی نامطلوبش غوطه ور است!


خیلی جدی صدام زد... جوابش را ندادم..دیدم بیخیالم بشو نیست.

پانزده تا پله را ظرف دوثانیه «پرواز»کردم!

 تکیه داده بود به دیوار و یک چیزی را قایم کرده بود پشتش...من را که دید نیشش باز شد و کتابی را گرفت طرفم:«تولدت مبارک!»

ذوق زده کتاب را قاپیدم ...دیدم رویش نوشته:«داستانهایی کوتاه برای کودکان:/»

پ.ن:«الان داستان پنجمم...:| بزغاله و چوپان مهربان:////»

امضا:«بهار کوچولو:)»

پ.ن: هدیه ها اغلب قرارند مناسبتی را خاص کنند وبرای هدیه گیرنده لحظات پرخاطره ای را بسازند اما گاهی یک هدیه تاثیری بیشتر از اینها بجا میگذارد:) تاثیری که فقط در زندگی هدیه گیرنده باقی نمی ماند!...




Bahar alone^_^ ۰۸ دی ۹۵ ، ۲۱:۳۰ ۲۳ ۱۴ ۲۱۱

نظرات (۲۳)

  • مکاترونیک خودرو
    چهارشنبه ۸ دی ۹۵ , ۲۱:۳۵
    سلااااااممم بهارکوچولو:))
    ازاین داستان هاهم برای مابازگوتایادخاطرات کودکی کنیممم:)
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۸ دی ۹۵، ۲۲:۰۴
      به مامانت بگو بگه والاع:))
  • مکاترونیک خودرو
    چهارشنبه ۸ دی ۹۵ , ۲۲:۲۱
    نه اگه میخواستمم اون بگه که بهت رونمی انداختمم....

    قصه شنیدن اززبان دخترسرزبون داری مثل شمابهارخانوم یه چیزدیگست
    بهاربسم الله:)
  • زوج مهندس
    چهارشنبه ۸ دی ۹۵ , ۲۲:۳۹
    خخخخ
    اونم خوبه :)
  • (: dreamer
    چهارشنبه ۸ دی ۹۵ , ۲۲:۵۵
    تو مگه تولدت بهمن نبود؟!
  • Laya ●~●
    چهارشنبه ۸ دی ۹۵ , ۲۳:۵۱
    خوبه کوتاهه حالا...
    😂😂
    ببین به نفعته دیگه...
    برای این برات خریده که شبا که برای علی میخوای قصه بگی قصه هات تکراری نباشن...
    خوووو بچه حوصلش سر میره..
  • maryam mj
    پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۰۹:۳۰
    منم برات مداد شمعی میخرم :دیی

    منم بهمنیم :)
    چندم بهمنی ؟
  • Poker Face
    پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۱۰:۵۴
    :دی!
    دم اون رفیق گرم پس:)))
    بخون مفیده برات عمویی:)
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۰ دی ۹۵، ۱۱:۰۴
      رفییییق؟:|
      برادرم بودا:)))
  • آرزو ﴿ッ﴾
    پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۱۴:۵۳
    آخی، حالا خوبه آموزنده هست لااقل:))
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۰ دی ۹۵، ۱۱:۰۳
      :))) برا من یکمی زیادی آموزنده ست:||
  • sina S.M
    پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۱۵:۵۸
    شاید خواسته تحقیر کنه :)) تو قرن ۲۱ تحقیر ها شکل دیگری دارن :"

    مبارک که یک قدم به مرگ نزدیک تر شدید [بی جنبگی‌خر است؛)))]
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۰ دی ۹۵، ۱۱:۰۳
      :))) تولدم نیست که
      بعدم تحقیر کنه تحقیر میکنم!
  • مهرآ :)
    پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۱۷:۳۹
    چه خفنننن:دی
  • Haa Med
    پنجشنبه ۹ دی ۹۵ , ۲۱:۳۳
    چه مهربونه اوشون :-))
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۱۰ دی ۹۵، ۱۱:۰۲
      خیلیییی...
      اصن فوران میزنه:|
  • Mr. Maleki
    جمعه ۱۰ دی ۹۵ , ۱۳:۲۶
    پست آخری فوق سنگین بود.. آفرین..
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

بهار امده اما هوا هوای تو نیست. مرا ببخش اگر این وب برای تو نیست!!

از بهشت آمده ام میل جهنم دارم

من سرمازده آغوش تورا کم دارم



رسم بخشیدن فردوس به گندم زاری

یادگار از پدرم حضرت آدم دارم



تا تو و شهر شما عشق فقط کافی نیست

من در این معرکه جز عشق ،خدا هم دارم



از صدای قدمت شهر به هم میریزد

رقص پا کن هوس زلزله ی بم دارم



گرچه محروم شدن قاعده ی تحریم است

من ولی بر لب تو حق مسلم دارم ...
***
من به دستان خودم گورِ خودم را کندم

به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن

من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن

و به آلودگیِ پیرهنم فکر نکن

گرچه رو زخمی‌ام و دست‌کج و تند زبان

به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن

تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز

هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن

بختِ نامرد بزن بد به دلت راه نده

به غم‌انگیزیِ فرزند و زنم فکر نکن

نفسی تازه کن و اره بکِش،شاخه بریز

به غمِ جوجه کلاغی که منم فکر نکن

شک نکن بی‌من از این ورطه گذر خواهی کرد

به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که از منطق و دستورِ حقیقت گفتم

به مضامینِ مَجازیِ تنم فکر نکن


نویسندگان