تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
یک تکه آدم در ماضی نامطلوبش غوطه ور است!


_ هی فلانی!

او همیشه هرکسی را با همین یک نام می خواند‌..

اسم ورسم دیگران سهل است ..اوشاید

غالبا نام خودش را هم نمیداند:)

امضا:«بهار فلان»

‌*اهنگ-طور*

بعضی وقتا فقط دلم تنگ میشه برات..جالبه!فقط بعضی وقتا!

لینک http://nex1music.ir/post/14292/

پی نوشت:«خیلی خنده داره:) حسود بودن خنده داره:)) حسادت!چه کلمه ی کثیفی:/

حسودی یه بیماریه...منم قبل تر ها بهش دچار بودم..ولی حالا!قضیه همون آب از سر گذشتنه...!

یهویی نویس:«صیدانلو چرا برنمیگرده؟؟°_°»

Bahar alone^_^ ۲۰ دی ۹۵ ، ۱۱:۴۰ ۱۴ ۸ ۱۸۶

نظرات (۱۴)

  • masi Rika
    دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ , ۱۱:۵۰
    بچه سخته واسش حفظ کردن اسم همه!!:))
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۰ دی ۹۵، ۱۱:۵۵
      :)))
      بچه بی تربیتم هست تازه:)
      مسی ریکا یعنی چه؟با رسم شکل توضیح بده؟(خیلی وقت بود میخاستم ازت بپرسم)
  • ببر بنگال
    دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ , ۱۲:۰۴
    کدوم بچه ؟
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۰ دی ۹۵، ۱۲:۲۴
      :))
      شما ذهنتو مشوش نکن برادر:دی
  • نگار عین
    دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ , ۱۲:۴۳
    یه آهنگ هست هی فلانی تو هنوز مال منی :))) شنیدی؟؟
    خیلی باحاله :دی
  • yasna sadat
    دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ , ۱۵:۱۱
    نام خودش را هم نمیداند چه انتظاری از بچه مردم:))
  • Laya ●~●
    دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ , ۱۹:۰۳
    خووو اگه آدمه آلزایمر گرفته...
    😂😀😊☺
  • Haa Med
    دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ , ۲۲:۵۸
    من حسود نیستم. نمیدونم شایدم باشم و خبر ندارم.
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۰ دی ۹۵، ۲۳:۰۴
      کاش مثه نیرو سنج و ترازو...یه حسود سنج هم بود مثلا:)))
      امیدمون به شما آیندگانه:)اختراعش کنید^_°
  • زوج مهندس
    سه شنبه ۲۱ دی ۹۵ , ۱۲:۵۴
    خخخ
    چه شعر باحالی گفتی فلانی...!
    حسادت بد عست -__-
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۱ دی ۹۵، ۱۳:۳۵
      من نگفتم:دی:)))
      من شاعر نیستم:)
      حسادت بد عسد!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

بهار امده اما هوا هوای تو نیست. مرا ببخش اگر این وب برای تو نیست!!

از بهشت آمده ام میل جهنم دارم

من سرمازده آغوش تورا کم دارم



رسم بخشیدن فردوس به گندم زاری

یادگار از پدرم حضرت آدم دارم



تا تو و شهر شما عشق فقط کافی نیست

من در این معرکه جز عشق ،خدا هم دارم



از صدای قدمت شهر به هم میریزد

رقص پا کن هوس زلزله ی بم دارم



گرچه محروم شدن قاعده ی تحریم است

من ولی بر لب تو حق مسلم دارم ...
***
من به دستان خودم گورِ خودم را کندم

به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن

من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن

و به آلودگیِ پیرهنم فکر نکن

گرچه رو زخمی‌ام و دست‌کج و تند زبان

به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن

تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز

هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن

بختِ نامرد بزن بد به دلت راه نده

به غم‌انگیزیِ فرزند و زنم فکر نکن

نفسی تازه کن و اره بکِش،شاخه بریز

به غمِ جوجه کلاغی که منم فکر نکن

شک نکن بی‌من از این ورطه گذر خواهی کرد

به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که از منطق و دستورِ حقیقت گفتم

به مضامینِ مَجازیِ تنم فکر نکن


نویسندگان