بهاری از تبارر بهمن:)

یک تکه آدم در ماضی نامطلوبش غوطه ور است!

بهاری از تبارر بهمن:)


یک تکه آدم در ماضی نامطلوبش غوطه ور است!


بهار امده اما هوا هوای تو نیست. مرا ببخش اگر این وب برای تو نیست!!

از بهشت آمده ام میل جهنم دارم

من سرمازده آغوش تورا کم دارم



رسم بخشیدن فردوس به گندم زاری

یادگار از پدرم حضرت آدم دارم



تا تو و شهر شما عشق فقط کافی نیست

من در این معرکه جز عشق ،خدا هم دارم



از صدای قدمت شهر به هم میریزد

رقص پا کن هوس زلزله ی بم دارم



گرچه محروم شدن قاعده ی تحریم است

من ولی بر لب تو حق مسلم دارم ...
***
من به دستان خودم گورِ خودم را کندم

به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن

من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن

و به آلودگیِ پیرهنم فکر نکن

گرچه رو زخمی‌ام و دست‌کج و تند زبان

به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن

تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز

هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن

بختِ نامرد بزن بد به دلت راه نده

به غم‌انگیزیِ فرزند و زنم فکر نکن

نفسی تازه کن و اره بکِش،شاخه بریز

به غمِ جوجه کلاغی که منم فکر نکن

شک نکن بی‌من از این ورطه گذر خواهی کرد

به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که از منطق و دستورِ حقیقت گفتم

به مضامینِ مَجازیِ تنم فکر نکن

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۳۰ شهریور ۹۶، ۱۰:۳۹ - آرزو ﴿ッ﴾
    بلی! :)
  • ۲۹ شهریور ۹۶، ۱۸:۳۱ - زارعی
    زیبا...
نویسندگان
  • ۸
  • ۰

دریافت

به همان اندازه که یک جامعه به مهندس ودکتر و دانشمند وسیاستمدار نیاز دارد،به ادمهایی هم نیاز دارد که هر چقدر هم که ساده باشند، انرژی و شادی را بپاشند تو صورت اطرافیانشان!

جامعه نیاز دارد دارد به «بعضی»هایی که نیمی از شخصیتشان انقدری مهربان و خوش قلب هست که منتظر «معجزه»نیستند برای لبخند زدن.«خوشحالی»شان «دلیل»نمی خواهد!

این«افراد» تند تند راه می روند.حرکاتشان شتاب زده ست و همیشه انقدری انرژی دارند که بتوانند لبخند را بیاورند رو لبتان و تحسین را بزبانتان جاری کنند:).گاهی اوقات هم انقدری حرف میزنند که حس میکنی فک شان الان است که بیفتد:| افرادی که در ته ترین نقطه از خط،امید ذخیره شده شان را بکار میگیرند وبالاخره یک راه حلی پیدا میکنند:)

+ادمهایی که اغلب رنگ موهایشان چیزی غیر از مشکی و قهوه ایست.! 

×اگر دختری را دیدید که خیلی حرف میزد،همیشه عجله داشت وقوه ی تخیل اش مثل فنر کار میکرد،احساساتی بود،روی پایش بند نمیشد واز قضا!رنگ موهایش هم طلایی یا قرمز بود،بدانید ومواظب باشید تا با کلماتی همچون«سبک»،«جلف»،«جوگیر» خطابشان نکنید.نترسید اگر رفتارش غیر قابل پیش بینی بود.تنها سرزنشش نکنید وبا آغوش باز ،پذیرای انگیزه ای باشید که برایتان میفرستد^_^

امضا:«او،روی پایش بند نمیشد...موهاشم مشکی نبود:/»

  • ۹۶/۰۱/۱۴
  • Bahar alone^_^

نظرات (۱۰)

سلام

آغوش باز ک قول نمی دیم ولی باشه!:دی
Bahar alone^_^:
سلام:)
:دی
اصلا حواسم به نامحرم واینا نبود:¶

هستند همچین آدم هایی ولی کَم. اینکه هدف زندگی انسان شادی دیگران باشه عجیبه ...
Bahar alone^_^:
:))
نه! تلاش نمیکنن برای شادی دیگران.از وجودشون نشاط سرایت میکنه به دیگران!
حالا نمیشد به عِمِر شباهت داشتی؟ :"| خووووواااعچچچ :'/
Bahar alone^_^:
اون یخ چرکین رو میگی؟!
نه جانم!؛)
عومووووش»_«
اخی :)
چقدر ماهن این ادمااا :*
عیدتت مبارک بهار خانوم :*
Bahar alone^_^:
:)))
ماه^_^
:*.
بهارت مبارک نگار خانم!
متوجهِ خیالبافِ امضات نشدم.

این دختر پست‌هایش هم لبخند بر لب می‌آورد. :)
Bahar alone^_^:
خیالبافم دیگه:))
+من؟!عه!مرسی مرسی^_^
محتوای اون فایل چیه؟ گوشیم بازش نمی‌کنه!
Bahar alone^_^:
یه اهنگ توپ حال خوب کن:))
چه جالب..چقدراینایی که گفتی شبیه من بودا 😂😂😂😂😁

البته عجله بعضی وقتا همه چیزو خراب میکنه خیلی بده:|
Bahar alone^_^:
:))))
اره تا حدودی شبیهت بود^_^
بعضی وقتا اینجور رفتار باعث میشه اطرافیان دست کم بگیرنت!
  • محمدرضا مهدیزاده
  • چه جلف ٬ چه سبک ٬ چه جوگیر خخخخ
    موفق باشید
    Bahar alone^_^:
    :))))
    تچکر:/
    O_o
    Bahar alone^_^:
    آب قند؟:)
    امید تازه را دریافتیم و ناجوانمردانه رفت از دست :)))
    :*
    Bahar alone^_^:
    :))
    لابد غم دیرینه رو ول نکردی!
    :*

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.