بهاری از تبارر بهمن:)

یک تکه آدم در ماضی نامطلوبش غوطه ور است!

بهاری از تبارر بهمن:)


یک تکه آدم در ماضی نامطلوبش غوطه ور است!


بهار امده اما هوا هوای تو نیست. مرا ببخش اگر این وب برای تو نیست!!

از بهشت آمده ام میل جهنم دارم

من سرمازده آغوش تورا کم دارم



رسم بخشیدن فردوس به گندم زاری

یادگار از پدرم حضرت آدم دارم



تا تو و شهر شما عشق فقط کافی نیست

من در این معرکه جز عشق ،خدا هم دارم



از صدای قدمت شهر به هم میریزد

رقص پا کن هوس زلزله ی بم دارم



گرچه محروم شدن قاعده ی تحریم است

من ولی بر لب تو حق مسلم دارم ...
***
من به دستان خودم گورِ خودم را کندم

به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن

من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن

و به آلودگیِ پیرهنم فکر نکن

گرچه رو زخمی‌ام و دست‌کج و تند زبان

به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن

تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز

هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن

بختِ نامرد بزن بد به دلت راه نده

به غم‌انگیزیِ فرزند و زنم فکر نکن

نفسی تازه کن و اره بکِش،شاخه بریز

به غمِ جوجه کلاغی که منم فکر نکن

شک نکن بی‌من از این ورطه گذر خواهی کرد

به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که از منطق و دستورِ حقیقت گفتم

به مضامینِ مَجازیِ تنم فکر نکن

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۳۰ شهریور ۹۶، ۱۰:۳۹ - آرزو ﴿ッ﴾
    بلی! :)
  • ۲۹ شهریور ۹۶، ۱۸:۳۱ - زارعی
    زیبا...
نویسندگان
  • ۱۲
  • ۰

رجای راسخ!*_*

خواستم بروم.خواستم اینجا را گل بگیرم(زیر «گ» فتحه وضمه هم بگذارید،فرقی ندارد)


دیدم نه از لحاظ شرعی که هیچ ، از نظر عقلی هم اشکال ندارد که بلاگر باشم!


والاه که مسئولین بیان نیامدند دم در وبم که«یالاه اجاره رو رد کن بیاد!»


نخواستم «فرار کنم»!!


خواستم بمانم و همان کاری را بکنم که دوست دارم...!


توی زندگی من یکی حداقل،کوچکترین تغییری بدون مصلحت و حکمت اتفاق نیافتاده! هر روز آدم های زیادی از بقل گوشم رد شدند،با دهانشان حرفهای مختلفی زدند...منهم شنیدم.گاهی خرد شدم.گاهی انگیزه گرفتم!

خیلی قبل تر،یک اتفاق نفرت انگیز افتاد!هر موقع به آن موضوع فکر میکنم،بی بروبرگرد به خودم میگویم:«احمق!»

اما الان اوضاع فرق میکند،الان دقیقا در همان زمینه ای که خیلی قبل تر فضاحت ببار آوردم انتخاب شدم!که بروم امتحان بدهم!

ایندفعه یکجور حرص لای حس های طبیعی دیگری که معمولا در درون یک فرد در یک موقعیت مهم رخ میدهد،مثل استرس و اضطراب،وجود دارد!

احساس میکنم این امتحان خیلی موفقیت بار عسد:|

حتی قبول شدن در امتحان خرداد وبیست گرفتنهای متعدد همچین حسی را در درونم ایجاد نکرده.

«سخنوری»امتحانی که فردا  انتظارم را میکشد!

موضوع های تعیین شده خیلی چرت و بیخود بود:/

منهم از بد وبدتر،«بدتر» را انتخاب کردم:))

«شبکه های اجتماعی»موضوع لاکچری بنظر میرسید:)

مثلا من تصمیم گرفتم سر بحث را اینطوری وا کنم:«در دوجا انسانها گذر زمان رو حس نمیکنن،یکی زیر دوش،یکی تو شبکه های مجازی!»

بعد یک نگاهی که به قیافه دبیر مربوطه انداختم ته دلم جلز و ولز کرد:))

پ.ن:«slow! اسم حلزونیست که به تازگی،به حیوان خانگی خواندگی،قبولش کردم.بچه ی خوبیست در کل! اگر لوس بودن و قهر کردنهایش را فاکتور بگیریم!

خیلی هم مرطوب عسد لامصب:/

مادر هی میگوید ترشحاتش را بمال رو دستت و اینا...وی معتقد عسد،برای پوست مفید عسد!

+هیچوقت یادم نمیرود چطوری ورقه امتحان زبانم را به لزجی کشید!





امضا:«بهاری که دلش میخاد هر کاری دلش میخواهد انجام دهد:)»


  • ۹۶/۰۱/۲۳
  • Bahar alone^_^

نظرات (۱۳)

اگ جرعت داری یه بار دیگه اوهاع شو ببین روزگارتو چه رنگی میکنم
فکر کردی فقط مال خودتی؟؟
Bahar alone^_^:
اوهاع:)
+پس چی؟:/

موفق باشی بهار جانم :))
Bahar alone^_^:
مرسی خانومه حدیث^_^
:)
Bahar alone^_^:
(:
حلزون دوست :)))
موفق باشی بهــــــار ^^
Bahar alone^_^:
عق ام میگیره ازش.»_«
چندش://(با اون بودما)
تچکر فاطمه جونم^_^
نری 😒
Bahar alone^_^:
نه بابا!:))
موفق باشد
حتمنی هرکار دوس دارد انجام دهد
که دنیا دوروز است و حالشو ببر خواهرم :-D
Bahar alone^_^:
البته نه هر کاری؛))
از لحاظ شرعی که هیچ ! عجب تیکه انداز خوبی هستی://
اون جمله ی مادر رو بهم بگو که شوخیه :||

سر بحث رو شبیه لویی سی کی (استندعاپ کمدین معروف) باز کردی ازت راضی ام :))
Bahar alone^_^:
:)))
+نه واقعا هم مفیده،امتحان کن:دی
++اتفاقا داور خیلی خوشش اومد.همین یه تیکه بلکه نجاتم بده تو مسابقه:)
موفقیات بهار:))))

من به طرز فجیعی از ترشحات لزج حلزون حالم بد میشه:| ینی بیشتر از یه زمان مشخصی دیگه نمیتونم نگاهش کنم:/ بعد فکر کن بخوام بمالم به دست و صورتم :///
ولی تو بمال:) میگن خوبه:)
Bahar alone^_^:
:)))
فکر کردی من حالم بد نمیشه؟اییییی»_«
:/منم همینطور:دی
حلزون؟ حیوان خانگی خوانده؟ :))) ازش صابون حلزون بگیرین.
هرکاری دلتون میخواد انجام بدین :)
Bahar alone^_^:
بحله:)))
حیوان خانگی خوانده:دی
+بیچاره گناه داره.کدوم مادری رو دیدین از بچه ش صابون بسازه؟؛)
سلام دنبالید
Bahar alone^_^:
اوهااااع:/
مگه تا الان دنبال نکرده بودید؟:|:)))
سلام
نوشتن خیلی خوب عسد
حلزون جاش تو باغچه عسد :))
Bahar alone^_^:
علیک.
+نوشتن در کثرت اوقات یک نیاز هم عسد
+کی گفته عسد؟!:)
موندن هنر میخواد
رفتن و که همه میتونَن : )
Bahar alone^_^:
ایول:)
باحال بود حرفت^_^
پستت خیلی قشنگ بود ،واقعا خیلی خوب می نویسی قلمت رو دوست دارم

+slowخا نم رو چجوری از لاکش در اوردین؟؟ من فکر کردم مرده ولی زنگ علوم خیلی طبیعی می خزید و مایع ترشح میکرد:/
Bahar alone^_^:
:))
قلمم هم تورو دوس داره:دی
+اسلو خانم نیست.پسره:دی
:/
عیییق»_«

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.