تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
یک تکه آدم در ماضی نامطلوبش غوطه ور است!



‍ این حسین کیست که
عالم همه دیوانه‌ی اوست .

این چه شمعی است که
جانها همه پروانه‌ی اوست .

هر کجا می‌گذرم جلوه‌ی
مستانه ی اوست .

ما ندانیم چه سِرّی ست
که در خانه ی اوست .


پی نوشت:«بین املا و قرائت اختلاف افتاده است.. مینویسم «عشق» میخوانم «حسین ابن علی!»
امضا:«بهار سیاه»
پ.ن:«اینقدری که من توی این امضاها بخودم فحش دادم،ترامپ به هلاری کلینتون نداد:|»


Bahar alone^_^ ۳۱ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۳۳ ۷ ۳ ۱۹۷

نظرات (۷)

  • ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
    جمعه ۳۱ شهریور ۹۶ , ۱۱:۴۵
    http://www.alamto.com/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%86%D9%88%D8%AD%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D9%88.html
  • هلما ...
    جمعه ۳۱ شهریور ۹۶ , ۱۲:۳۲
    سلام بر حسین :)
    یه بار امضاهات رو تو یه پست جمع کن زیرش بنویس: بهار خلاق و شایدم دیوونه..
  • miss bell
    جمعه ۳۱ شهریور ۹۶ , ۱۷:۰۹
    چه شعر زیبایی
    تسلیت!
  • emad hosseini
    سه شنبه ۴ مهر ۹۶ , ۱۴:۱۷
    ایام محرم بر شما و همه ی عاشقان حسینی تسلیت باد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

بهار امده اما هوا هوای تو نیست. مرا ببخش اگر این وب برای تو نیست!!

از بهشت آمده ام میل جهنم دارم

من سرمازده آغوش تورا کم دارم



رسم بخشیدن فردوس به گندم زاری

یادگار از پدرم حضرت آدم دارم



تا تو و شهر شما عشق فقط کافی نیست

من در این معرکه جز عشق ،خدا هم دارم



از صدای قدمت شهر به هم میریزد

رقص پا کن هوس زلزله ی بم دارم



گرچه محروم شدن قاعده ی تحریم است

من ولی بر لب تو حق مسلم دارم ...
***
من به دستان خودم گورِ خودم را کندم

به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن

من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن

و به آلودگیِ پیرهنم فکر نکن

گرچه رو زخمی‌ام و دست‌کج و تند زبان

به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن

تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز

هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن

بختِ نامرد بزن بد به دلت راه نده

به غم‌انگیزیِ فرزند و زنم فکر نکن

نفسی تازه کن و اره بکِش،شاخه بریز

به غمِ جوجه کلاغی که منم فکر نکن

شک نکن بی‌من از این ورطه گذر خواهی کرد

به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که از منطق و دستورِ حقیقت گفتم

به مضامینِ مَجازیِ تنم فکر نکن


نویسندگان