:))) زندگی میشه کرد... به خوشی!+ پی نوشت :: بهاری از تبارر بهمن:)

بهاری از تبارر بهمن:)

یک تکه آدم در ماضی نامطلوبش غوطه ور است!

:))) زندگی میشه کرد... به خوشی!+ پی نوشت

دیروز محض سرگرمی پاشدیم با برادر جان:) رفتیم مدرسه مادر جان:))

نتیجه ش هم این شد که من یه بی اف خو.شگل پیدا کردم:))

نمیدونم دقیقا فاز والده گرامی چی بود که انتظار داشت من با این حجم سر وصدا درس هم بخونم:| برا ترم هم بخونم:| بیست هم بشم:/

 

 

ما هم که اینطوری ولو بودیم کف نمازخونه:))

 

زنگ تفریحم که بچه ها رفتن با گچ رو تخته هنر فشانی کردیم^_^

همیشه دلم میخاست بدونم خانم معلما چطوری از پشت میزشون به کل کلاس نظارت دارن:)) بعد یکی نبود به من بگه« تکیه بر جای بزرگان بزنی؟» اف بر من باد!!

پ.ن ببخشید اگه عکسا یکمی برعکسه:))

پ.ن: تازه عمو حمید هم از صدا وسیما اومد برا بچه ها برنامه اجرا کرد:)

یه پسره 20-22 ساله موطلایی هم حدود 2 ساعت تو زیر زمین نمیدونم چرا نشسته بود داشت یه سری پوشه رو بررسی میکرد:| مامانم گفت این پسر یکی از همکاراس:/ مهندسه:|| میخاسته بره کتابخونه ...بعد کتابخونه تعطیل بوده اومده اینجا.( یه دوستی فرمودن که موطلایی بوده مخشو میزدی! بعد میخام بگم: مو طلایی قشنگه:) ریش طلایی؟ سیبیل طلایی؟ ابرو ومژه طلایی؟ موی دست و... طلایی؟:|||)

 

۱۸ ۷
شا دان
۱۳ دی ۱۴:۳۷
اخی. یادش بخیر مدرسه

پاسخ :

:)) دلم گرفت اصن^_^
یادش بخیر اون روزا:))
Laya ●~●
۱۳ دی ۱۴:۵۲
آخییییی
😀😀
یاد اون روزا بخیر...

پاسخ :

:)))) یاد اون جیغایی که میزدیم بخیر... اون انرژی ها!!!
آرزو ﴿ッ﴾
۱۳ دی ۱۴:۵۶
این پست خیلی انرژی مثبت داشت واسم بهار، خیلی.
عکس سوم هم خیلی خوبه:)

پاسخ :

فدات:))) چون بهترین روز عمرم بود^_^
تخته:)))
ببر بنگال
۱۳ دی ۱۵:۰۵
:)

پاسخ :

:)
لیمو ترش🍋
۱۳ دی ۱۵:۱۶
از یکمی برعکس یه کمی بیشتره:))

پاسخ :

فقد یکمی از یکمی بیشتره^_^
:))) لیمو ترش^_^
مهرآ :)
۱۳ دی ۱۵:۵۹
ای جانم اون دو تا کوچولویی که تو عکس اول ان:))))

پاسخ :

یکیش داداشمه:)) اون یکیشم بی اف ام هس:)) اسمش امیر مهدیه^_^
دچــ ــــار
۱۳ دی ۱۶:۲۰
چقدر سرو صدای مدرسه رو خوب ضیط کرذین :))

پاسخ :

:))) رو مخ بودن:| رو مخ^_^
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۱۳ دی ۱۶:۲۶
ببین یکیش اینکه نمازخونتونو به عنوان هیئت قرض میدید به ما؟!
دومی اینکه بی اف تو اون آبی اس دیگه؟!
سومی اینکه
3بهار_در_مدرسه_عسد؟!
خجالت نمیکشی؟!

پاسخ :

اولا باید صحبت کنم^_^
دوما خجالت بکش... آبیه برادرمه^_^
سوما چرا خجالت؟
پرتقالِ دیوانه
۱۳ دی ۱۶:۳۵
من عاشقِ بی افت شدم

پاسخ :

استغفرالله! عشق دزدی تو روز روشن؟:///
اون عشق منه^___^
Haa Med
۱۳ دی ۲۰:۳۸
بی افِ نو مبارک :-))))
masi Rika
۱۳ دی ۲۱:۵۹
بهار بهار بهار داداشت واس من!:)))
کودومه فقط!!؟
بذا حدس بزنم!^_^ آبی پوشیده؟!^_^
ای جان برچسب ام نومشو!!:))))

+وبت دست کی بود!؟ :دی
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۱۳ دی ۲۲:۲۴
حالا که بیشتر دقتیدم میبینم اشتب شد :)
حتما بیا با هم بحرفیم واس هیئت جا کم داریم...
گودزیلا (دهه هشتادی ای دیگه >_^) هر روز هفته تو مدرسه آه و ناله میکنی آی این بده اون بده الان تگ میزنی بهار در مدرسه عسد؟!

پاسخ :

:))
چقدر حرف زدی..نه؟!
💖 miss fatemeh 💖
۱۳ دی ۲۳:۰۱
چه بی اف خوجگلی داری😂
میگم چند سالته؟؟اون کیفا رو دیگه پیش دبستانیام نمیندازن😓
منـَم؛ همون یهـ نفَـ ـر :)
۱۳ دی ۲۳:۲۱
واای سرو صدا رو :)))
yasna sadat
۱۴ دی ۰۰:۱۰
به قول دوستان گرامی.:
اوووه یادش بخیر:))

پاسخ :

یادش بخیر:))

yasiii hk
۱۴ دی ۰۸:۴۲
تخته گچی :)

پاسخ :

:)) گچی..
تمام تنم گچی:/
sina S.M
۱۴ دی ۱۴:۲۴
اون موطلایی عه بی افتون گشت ؟؟ 😂
ستاد گذاشتن کامنت های چندش !!

راستی چه گچ باحالی ! از خودکارم ریز تر مینویسع

پاسخ :

:))) چندشو خوب اومدی:دی
نه بابا:// اون بچه هه تو عکس اول گشت:))
( میبینی شانس مارو؟)
S҉A҉H҉A҉R҉ ....
۱۸ دی ۱۹:۰۲

ای خدااااااااا این دوتا چقدددد نازن!!!!خیییلی عشقن:)

وااااییی مطالعاتتتتتتت!!!!من اینو پارسال و پیارساااال با گریییهههه میخوندم هههه پستاش هس تو وبم بعدن برو بخون زجررر کش شدیما مخصوصا تاریخ کوفتیش!

چه پست گوگولی ای بود:)

صدای بچه ها هههه:)

پاسخ :

واااااای ممنون:/
:دی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
بهار امده اما هوا هوای تو نیست. مرا ببخش اگر این وب برای تو نیست!!

از بهشت آمده ام میل جهنم دارم

من سرمازده آغوش تورا کم دارم



رسم بخشیدن فردوس به گندم زاری

یادگار از پدرم حضرت آدم دارم



تا تو و شهر شما عشق فقط کافی نیست

من در این معرکه جز عشق ،خدا هم دارم



از صدای قدمت شهر به هم میریزد

رقص پا کن هوس زلزله ی بم دارم



گرچه محروم شدن قاعده ی تحریم است

من ولی بر لب تو حق مسلم دارم ...
***
من به دستان خودم گورِ خودم را کندم

به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن

من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن

و به آلودگیِ پیرهنم فکر نکن

گرچه رو زخمی‌ام و دست‌کج و تند زبان

به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن

تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز

هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن

بختِ نامرد بزن بد به دلت راه نده

به غم‌انگیزیِ فرزند و زنم فکر نکن

نفسی تازه کن و اره بکِش،شاخه بریز

به غمِ جوجه کلاغی که منم فکر نکن

شک نکن بی‌من از این ورطه گذر خواهی کرد

به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که از منطق و دستورِ حقیقت گفتم

به مضامینِ مَجازیِ تنم فکر نکن