بهاری از تبارر بهمن:)

یک تکه آدم در ماضی نامطلوبش غوطه ور است!

بهاری از تبارر بهمن:)


یک تکه آدم در ماضی نامطلوبش غوطه ور است!


بهار امده اما هوا هوای تو نیست. مرا ببخش اگر این وب برای تو نیست!!

از بهشت آمده ام میل جهنم دارم

من سرمازده آغوش تورا کم دارم



رسم بخشیدن فردوس به گندم زاری

یادگار از پدرم حضرت آدم دارم



تا تو و شهر شما عشق فقط کافی نیست

من در این معرکه جز عشق ،خدا هم دارم



از صدای قدمت شهر به هم میریزد

رقص پا کن هوس زلزله ی بم دارم



گرچه محروم شدن قاعده ی تحریم است

من ولی بر لب تو حق مسلم دارم ...
***
من به دستان خودم گورِ خودم را کندم

به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن

من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن

و به آلودگیِ پیرهنم فکر نکن

گرچه رو زخمی‌ام و دست‌کج و تند زبان

به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن

تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز

هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن

بختِ نامرد بزن بد به دلت راه نده

به غم‌انگیزیِ فرزند و زنم فکر نکن

نفسی تازه کن و اره بکِش،شاخه بریز

به غمِ جوجه کلاغی که منم فکر نکن

شک نکن بی‌من از این ورطه گذر خواهی کرد

به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که از منطق و دستورِ حقیقت گفتم

به مضامینِ مَجازیِ تنم فکر نکن

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۳۰ شهریور ۹۶، ۱۰:۳۹ - آرزو ﴿ッ﴾
    بلی! :)
  • ۲۹ شهریور ۹۶، ۱۸:۳۱ - زارعی
    زیبا...
نویسندگان
  • ۱۰
  • ۰

Sleep all day

توی این ۱۵سال عمرم..هیچ کسی را ندیدم که با حرفهایش..نگاهش.لبخندش!آرامش ولذت را بهم تزریق کند..آدمهایی که دور برم بودند همه گی با آنچه انتظار داشتم فرق میکردند..فرقی غیر قابل گذشت!

واینطور شدکه پای آدمهای خیالی به زندگی ام باز شد...

این شد که اکنون اینقدرر حال خودم را هم نددارم..

این شد که دلم میخاهد بگریزم از همه جا!


ازهمه چیز...

بروم یک جایی که هیچ دوپای خبیثی نفس نکشد..هیچ دروغی ساخته نشود!

جایی که آدمها نروند زیر ذره بین وباهم. مقایسه نشوند...

جایی که هیچ بهترین وبدترینی وجود نداشته باشد..

آدمها ففط نفس شان را بکشند..غذایشان را بخورند..لبخندشان را بزنند..

جایی که هیچ امتحانی گرفته نشود.هیچ مسئولیت وتکلیفی روی دوشت نباشد..

جایی که بتوان زندگی کرد...معمولی!

جایی که هیچ کس اسمت را بلد نباشد وبا همان«هوی!»..«فلانی!»«دختره!»«یارو!»سروته قضیه را یک جوری جمع کند برود...

جایی که««بزرگی»و«کوچکی»معنا ندهد

جایی که مجبورت نکنند...

جایی که بتوان تمام روز را زیر لحاف خروپف کرد:)))

پ.ن:«جایی که آسمانش ستاره زیاد داشته باشد...»

امضا:«بهار گریخته!»



  • ۹۵/۱۰/۲۵
  • Bahar alone^_^

نظرات (۱۴)

  • ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
  • میشه با من بگریزی؟!
    Bahar alone^_^:
    نع:دی

  • ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
  • پس نمیزارم بگریزی :)
    Bahar alone^_^:
    جرئت داری؟:)
  • آندرومدا :)
  • مَگُریز =] برخیز و بجنگ =]
    Bahar alone^_^:
    سلاحی برای جنگیدن ندارم:((
    ^^
  • مکاترونیک خودرو
  • دورازشوخی ،تازمانی که خودت کوتاه نیایی وحرف های مردم
    رامسخره تلقی نکنی پس بایدلب جوب بشینی وبااین فکرگذرعمربینی
    موفق بااشی..
    Bahar alone^_^:
    :)))
    یه مدت نبودید مکاترونیک.چرا؟!:))
  • مکاترونیک خودرو
  • سلاامم بهارخانمم:)
    چطوره حال واحوال؟
    درپی پروژه ودرس ودانشگاه وگذراندن ترمم بودممم
    این ترمم زودگذشت ولی شیرین بووود:)
    Bahar alone^_^:
    من چررا نمیتونم تو وبلاگتون نظر بدم؟!یک ربع دارم سعی خودمو میکنم والا:)))
    +خوب که شیرین بوده برات^^
    برا من مثه زهرمار...
  • مکاترونیک خودرو
  • فقط متن پست روکه یه نگاه بندازی
    یکم پایینش تعدادنظراتومیبینی روش کلیک میکنی میتونی نطربدی....:))

    آرره خیلی خوب بودولی زودگذشت:))
    خودت میخوای نخواه
    دنیاشیرینه ازبدی هاخوبی بسااز:)
    یکم ازکامپیوتروبلاگ دورشو
    زندگی بعدازیک هفته برات شیرین میشه:)
    Bahar alone^_^:
    :)))
    سعی خوددمو میکنم...میخام بزارمش کنار این لعنتیارو...
  • فاطمه نظری
  • جایی که آدم هایش مهربان نگاهن کنند
    Bahar alone^_^:
    دقیقا!نه اینکه زل بزنن تو چشات:/
    :))
  • منتظر اتفاقات خوب
  • عجب آرمان شهری توصیف کردی!
    Bahar alone^_^:
    :)))
    همچینم آرمان نیست
  • 💖 miss fatemeh 💖
  • بُگذار و بُگذَر :)))
    Bahar alone^_^:
    با چی؟!
    بیا با هم در ریم بریم آمریکای جنوبی. شایدم یه جزیره ای اون اطراف. حس میکنم آمریکای جنوبی جای خوبی باشه. خیلی دوست دارم برم.
    Bahar alone^_^:
    نه...کاناده بهتره:)))
    من با شوما جایی نمیام°_^
    میشه دست منم بگیری با خودت ببری؟!
    قول میدم یه گوشه بشینم حرفم نزنم!:(
    Bahar alone^_^:
    تو رو که میبرم:)))
    فقط قولت نشه فراموش:دی
    :*
  • 💖 miss fatemeh 💖
  • با بیخیالی و آرامش :)
    با حس خوب :)
    سبکی :)
    Bahar alone^_^:
    نه منظور این بود..با الاغ؟قاطر؟خط یازده؟:دی
  • علیرضا امیدیان نسب
  • جوابه تورو خودم میدونم.خیلیا بودن در این رابطه باهام حرف زدن
    معلومه خیلی از زندگی خسته شدی
    شاید سختی ها از زندگی ناامیدت کرده
    زندگی همینه بدیو خوبی داره نمیشه که هیچ باری رو دوشت نباشهـ
    اگه اینجور بود که هیچ کس کسیو نشناسه هیچ ارتباطی نباشه اصلا چرا به وجود اومدیم
    این زندگی همش تک تک ثانیه هاش یه امتحانه
    فقط باید صبر کرد تحمل کرد به خدا توکل کرد همه چی درس میشه به اون بالایی اعتماد کن به همه چی میرسی
    تاریخ ثابت کرده اگه خدا بخواد هیچ اتفاقی برات نمی افته
    یوسف درون چاه رف اما شد عزیز مصر
    اگه بخوایم زندگی شیرین میشه دسته خودمونه
    Bahar alone^_^:
    من ناامید نیستم...برعکس!
    اما خب...وقتی یک سری اتتفاقات بهم فشار میارن تنها راه تخلیه سازیم نوشتنه...
    از شمام ممنون بابت راهننماییهاتون:))
    +خاستن تواانستن عسد
    +حرفاتون قبول ولی این دوره از تاریخ هم مررردماش هم همه چیش بدتر وغیر قابل تحمل تر ه
  • 💖 miss fatemeh 💖
  • اصن میخوای نه حرف من نه حرف تو.بیا با BRT برو خیرشو ببین :دی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.