تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
یک تکه آدم در ماضی نامطلوبش غوطه ور است!


زن عمو پشت تلفن:
+ بهارک چیکار میکنه؟
:/
مامانم (گوشی به گوش): بهار انقدر بدش میاد اینطوری صداش کنن.میگه آدمای بیشعور(با تشدید) اینجوری صداش میکنن.
:|
مادر من آخه میخوای به جاریت فحش بدی چرا منو وارد این جریانات خاله زنکی میکی؟:/
امضا:«بهارک»
Bahar alone^_^ ۲۲ خرداد ۹۶ ، ۰۷:۲۲ ۲۵ ۱۷ ۳۶۵

نظرات (۲۵)

  • دچـــــ ــــــار
    دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ , ۰۸:۰۰
    داری میری کتابخونه؟ :)
    + دقیقا منظورش همین بوده مامانه :))
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۲ خرداد ۹۶، ۰۸:۰۸
      نه.دارم میرم سر جلسه امتحان.
      دهنم سرویس...به همین برکت!
  • دچـــــ ــــــار
    دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ , ۰۸:۳۱
    برکت؟ یعنی داری صبحانه میخوری وسط ماه رمضون؟!
  • آقای ربات
    دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ , ۰۹:۴۲
    بهارک ؟ مگه اسمت بهارک نیست ؟
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۲ خرداد ۹۶، ۱۱:۴۱
      نه:دی
      اسمم بهار هست:)))
  • ف.ع ‏ ‏‏ ‏
    دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ , ۰۹:۵۲
    چقدر با عکس پستت کیف کردم :) پر از کتاب ...
    Really you killed someone? :D
  • محمود بنائی
    دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۰:۲۵
    به این میگن در لفافه سخن گفتن :)))
    آوای وحش جک لندن را امتحان داری؟
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۲ خرداد ۹۶، ۱۱:۴۲
      نچ.دفاعی امتحان دارم!
  • مَـهدی (میرزای قدیم)
    دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۰:۳۰
    واقعا کسی که به شما بگه بهارک بیشعوره؟ یا کسی بیشعوره به شما میگه بهارک؟
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۲ خرداد ۹۶، ۱۱:۴۲
      والاه نمیدونم.از مامانم باید بپرسم:¶
  • اسمم محموده
    دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۰:۵۰
    د وُرست فیلینگ از وِن یو ریِلایز یوو لاست یورسلف :)
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۲ خرداد ۹۶، ۱۱:۴۳
      فکر نمیکردم کسی بتونه نوشته رو بخونه.عکس چپه بود:دی
  • ABOLFAZL :.
    دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۱:۱۲
    خخخخخح مامانا همشون همینن
  • خانومِ حدیث :)
    دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۱:۲۹
    آی لاو یور ماامااااان :))))))
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۲ خرداد ۹۶، ۱۱:۴۴
      این پستو باید برای روز مادر میزاشتم:))
  • توکان سبز
    دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۱:۵۹
    ازادیمون مبارک :)))
    عاشق مامانت شدم:|
    • author avatar
      Bahar alone^_^
      ۲۲ خرداد ۹۶، ۱۳:۲۶
      مبارک*_*
      دیگه همه مامانا اینجوری ان واین اصلا انکار پذیر نیست!
  • لیمو ترشـــ🍋
    دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۳:۴۷
    ته اسم منم م مالکیت میزارن:/ ایش!
    عکس پست خعلی خوب بود؛)
  • آرزو ﴿ッ﴾
    دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۴:۱۳
    عجب مامان باهوشی! ‌:))
  • هلما ...
    دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۵:۵۴
    یا خود خدا :))
    خون به پا نشد؟؟ :)

    عکس خیلی باحاله..
  • 🌵کاکتوسَک🌵 ^_^
    دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۷:۰۵
    داغون همچین ماماناییم من D:
    اون کتاب آوای وحش بینظره من خوندمش

    دست خطت چه خوبه *_*
  • ஜ miss fatemeh ஜ
    دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ , ۲۲:۳۴
    میای مامانامونو عوض کنیم؟؟فقط دو روز :دی
  • فِ. شین.
    دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ , ۲۲:۵۵
    خب یه حرف کافه دیگه! چی میشه مگه؟ D:
  • مریــــ ـــــم
    سه شنبه ۲۳ خرداد ۹۶ , ۱۰:۱۱
    به همین صراحت مامانت گفت؟؟
    دمش گرم بابا
  • Poker Face
    پنجشنبه ۲۵ خرداد ۹۶ , ۰۰:۳۰
    وااااای بهاااار
    چه قالب خوب شده لعنتی
    یه مدت نبودما چه تغییرا که نکرده اینجا
  • SHIVA gh.s
    پنجشنبه ۱۲ مرداد ۹۶ , ۲۱:۵۸
    عکس چه ربطی به کپشن داشت؟ :/
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

بهار امده اما هوا هوای تو نیست. مرا ببخش اگر این وب برای تو نیست!!

از بهشت آمده ام میل جهنم دارم

من سرمازده آغوش تورا کم دارم



رسم بخشیدن فردوس به گندم زاری

یادگار از پدرم حضرت آدم دارم



تا تو و شهر شما عشق فقط کافی نیست

من در این معرکه جز عشق ،خدا هم دارم



از صدای قدمت شهر به هم میریزد

رقص پا کن هوس زلزله ی بم دارم



گرچه محروم شدن قاعده ی تحریم است

من ولی بر لب تو حق مسلم دارم ...
***
من به دستان خودم گورِ خودم را کندم

به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن

من محالم،تو به ممکن شدنم فکر نکن

و به آلودگیِ پیرهنم فکر نکن

گرچه رو زخمی‌ام و دست‌کج و تند زبان

به سر و صورت و دست و دهنم فکر نکن

تو که از منزلِ منقل تبر آوردی باز

هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن

بختِ نامرد بزن بد به دلت راه نده

به غم‌انگیزیِ فرزند و زنم فکر نکن

نفسی تازه کن و اره بکِش،شاخه بریز

به غمِ جوجه کلاغی که منم فکر نکن

شک نکن بی‌من از این ورطه گذر خواهی کرد

به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که از منطق و دستورِ حقیقت گفتم

به مضامینِ مَجازیِ تنم فکر نکن


نویسندگان